اولین جنگ میکروبیولوژیکی تاریخ و جنگ شیمیایی عراق علیه ایران
استفاده از هر گونه ترکیب بیماریزا- اعم از باکتری و ویروس یا سموم طبیعی
به عنوان سلاح جنگی و با هدف از پا در آوردن دشمن- جنگ بیولوژیک یا جنگ
میکروبی گفته میشود؛ جنگی که مخصوصا در چند سال اخیر بیشتر در مورد آن
گفته و نوشته شده است.
از سال 1972 هر گونه استفاده، ساخت و نگهداری سلاحهای میکروبی رسما غیر قانونی اعلام شد و قریب به 100کشور جهان قرارداد مربوطه را امضا کردند. در واقع دلیل این مخالفت همگانی، پرهیز از اقدامات مخرب و ویرانگری بود که منجر به مرگ هزاران و گاهی میلیون ها نفر انسان بی گناه می شد و عواقب ناگواری را برای جوامع و اقتصاد آنها به همراه داشت.
از نظر نظامی، بزرگترین ویژگی سلاح های میکروبی، کندی اثر گذاری آنها بر نیرو های دشمن است. این سلاحها برای تاثیر گذاری به چند روز وقت نیاز دارند و بر خلاف حملات هسته ای یا شیمیایی، بلافاصله نیروی مقابل را متوقف نمیکنند.
ویژگی دیگر این سلاحها، غیر قابل مهار بودن آنهاست؛ بهطوریکه پس از استفاده، جلوگیری از انتشار آن- چه در میان افراد دشمن و چه در میان نیروهای خودی- عملا غیر ممکن است؛ بخصوص اگر طرف مقابل نیز اقدامی تلافی جویانه انجام دهد.اما استفاده از سلاح های میکروبی اقدام جدیدی نیست و تاریخچه آن به قرنها قبل بر میگردد.
زهرآلود کردن غذا و آب افراد با یک ماده آلوده، اتفاقی است که به کرات در تاریخ نقل شده است. اما آخرین یافته که همین چند روز قبل منتشر شد، نشان میدهد، با وجود اینکه تاکنون تصور بر این بود که تاریخ جنگهای باکتریولوژیکی به قرون وسطی باز میگردد، ساکنان ترکیه امروزی، 3 هزار سال قبل، از این سلاحها استفاده میکردند.
تحقیقات دانشمندان ایتالیایی- که در مجله Journal of Medical Hypoteses منتشر شده - نشان میدهد که «هیتیت ها» اولین مردمی بودند که در مقابله با دشمنان از باکتریهای مهلک استفاده میکردهاند. آنها حدود 3 هزار سال قبل در منطقهای واقع در ترکیه امروزی ساکن بودند.
نتایج این تحقیقات، نشان میدهد باکتری که به عنوان اولین سلاح میکروبیولوژیکی تاریخ انتخاب شد، باکتری Francisella Tularensis نام دارد. این باکتری مسئول بیماری تولارمیا یا تب خرگوشی است. این بیماری هنوز شیوع دارد و منجر به مرگ 15 درصد از مبتلایان می شود.
دانشمندان با بررسی اسناد تاریخی کشف کردهاند که اولین مورد بیماری تب خرگوشی در خاورمیانه در شهر فینیقهای «سیمرا» در مرز میان لبنان و سوریه امروزی مشاهده شده است. هیتیت ها این شهر را در 1325 قبل از میلاد غارت کردند و در این هجوم، حیوانات آلوده ای را همراه داشتند که میتوانستند بیماری را در تمام این سرزمین گسترش دهند.
هیتیت ها تصمیم گرفتند از ضعف قدرت مردمی که در شهر آرزوا در آناتولی غربی ساکن بودند برای تجاوز به سرزمین آنها استفاده کنند که این واقعه در دوره بین 1318 تا 1320 قبل از میلاد رخ داده است. در همین دوران هم بیماری تب خرگوشی، قربانیانی را در این شهر گرفت و به این ترتیب، این ضعف منجر به فتح هیتیتها شد. این باکتری در این سرزمین، موجب شد که 150نوع پستاندار مختلف از موش ها تا خرگوشها آلوده شوند و به این ترتیب، بتوانند به انسان نیز آسیب برسانند.
گذشته از این شواهد تایید شده، شواهدی هم وجود دارد که احتمال میدهد سلاح های میکروبی حتی در قرن ششم قبل از میلاد هم استفاده میشده است. گفته شده در آن دوران، آشوریان چاههای آب دشمن را به قارچ سمی آلوده میکردند.
روایت تاریخی جنگ شیمیایی رژیم بعثی عراق علیه ایران
آغاز جنایت:
در آذز 1361 صدام، دیکتاتور عراقی برای، در هم شگستن مقاومت رزمندگان ایرانی در تک های شبانه از مقداری سولفور موستارد (عامل تاول زا) استفاده کرد.
پس از آن در سال 1362 در پیرانشهر و پنجوین، سلاح های شیمیایی را کامل و مستقیم به کار گرفت. تا اینکه در اواخر سال 1363 به علت اعتراض کشور های اروپایی و علنی شدن ابعاد گسترده کاربرداین جنگ افزار ها در جنگ با ایران، موقتاً از به کارگیری این سلاح ها در جنگ منصرف شد.
اما نخستین اعزام مجروحین شیمیایی ایران به اروپا پس از عملیات فاو در خاک عراق بود. استفاده از سلاح های شیمیایی در بعد وسیع توسط عراق بار دیگر در جریان این عملیات آغاز شد. اوایل زمستان 1364 که رزمندگان ایران با عملیات گسترده خود توانستند شهر فاو عراق را تصرف کنند رژیم عراق آتش سلاح های شیمیایی را به روی سپاه ایران گشود و به این ترتیب نخستین حمله وسیع شیمیایی که مجروحین بسیاری به جا گذاشت در خاک عراق رقم خورد. سکوت کشور های هم پیمان پروتکل ژنو، چراغ سبزی بود که به صدام نشان داده شد تا دیگر از هیچ جنایتی دریغ نکند.
اوایل سال 1366 عراق از جنگ افزار های شیمیایی به طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد. پس از عملیات والفجر 8، نیروهای عراقی به قدری از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند که در بیمارستان های عقبه ایران جای سوزن انداختن نبود حدود هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیک شد.
ظرف دو روز هواپیما های عراقی به طور مداوم بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند.
سردشت و حلبچه؛ دو جنایت جنگی روز یک شنبه ساعت 15/4 بعد از ظهر هفتم تیر سال 1366، بابر با 28 ژوئن 1987 سردشت مورد حمله شیمیایی قرار می گیرد؛ چیزی که مردم هایش در بختک های خوابشان هم نمی دیدند با وجود این که شهر بمباران شده بود مردم پس از بمباران از پناهگاها خارج و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به هم نوعان خود عازم این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند بعد از مدتی بوی سیر گندیده تمام فضای شهر را فرا گرفت. ناگهان پرندگان از بالای درختان بر روی زمین سقوط کردند و به دنبال آن مردم یکی یکی به روی زمین افتادند زن و مرد، کودک ونوجوان یکی پس از دیگری.
جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام کرد و شهر سر دشت را «نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما و ناکازاکی» نامید .
علیه غیر نظامیان فقط در سردشت اتفاق نیفتاد. بسیاری از شهر های ایران مثل مریوان، روستای کلال، قلعه جی و جاهای دیگر با هزاران کشته و مجروح از دست بمب افکن های رژیم بعث در امان نماندند. اما جنون صدام دامن مردم عراق را نیز گرفت، این اولین بار بود که بشر به چشم خود می دید دیکتاتور ملت خود این چنین قتل عام می کند.
بمباران شیمیایی حلبچه ثابت کرد قدرت اروپایی و آسیایی نمی شناسد، هر جا که قدرت یله و بی قید باشد، فساد راهم با خود می آورد. آن وقت جنایت برای صاحب قدرت از آب خوردن هم راحت تر می شود.
در 23 مارس 1988 خبر نگار روزنامه انگلیسی «گاردین» مشاهدات عینی خود را از شهر حلبچه این طور گزارش می کند :«سطح کوچه های خاکی و خانه های با خاک یکسان شده این شهر دور افتاده و عقب نگاه داشته شده کردستان پر از اجساد مردان و زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم خون و علائم انفجار رویشان دیده می شود. پوست اجساد به طرز عجیبی بی رنگ است، چشم ها باز و خیره و از حدقه بیرون زده، آب خاکستری رنگی از دهانشان بیرون زده و انگشتانشان پیچ خورده است. معلوم است که درست حین کارهی روزمره مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرویخته است برخی فقط آن قدرتوان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند در این جا مادری است که درآخرین لحظه کودکش را به آغوش کشیده، در آنجا پیرمردی خود را میان طفل شیر خواره و آنچه که نمی دانسته چیست، سپر کرده است و...».
در روز حادثه، 50 فرزند هواپیمای ویژه بمباران ارتش عراق که هر یک به 4 عدد بمب شیمیایی 500 کیلویی مجهز بودند، در افق غرب آسمان حلبچه ظاهر شدند. مردم حلبچه، بارها شاهد پروازهای عبوری هواپیما های عراقی از غرب به شرق و به سوی آسمان ایران بوده اند. مردم به تماشای پرواز هواپیماها ایستاده بودند غافل از این که این بار بمب افکن ها پس از یک گردش به سمت جنوب با ریختن 200 بمب حاوی مواد شیمیایی مجداً به سمت غرب تغیر مسیر داده و از دور نظاره گر ابر زرد رنگی می شوند که بر آسمان شهر سایه می اندازد.
حاصل آن یکی از فجیع ترین صحنه های جنگی، بعد از جنگ جهانی دوم بود.
آنها در عرض چندساعت 5000 نفر را به قتل رساندند. این شهر در 11 کیلومتری مرز ایران را به خاطر اینکه از فرصت استفاده کرده و علیه صدام به پا خاسته بودند، تنبیه کند.
از سال 1972 هر گونه استفاده، ساخت و نگهداری سلاحهای میکروبی رسما غیر قانونی اعلام شد و قریب به 100کشور جهان قرارداد مربوطه را امضا کردند. در واقع دلیل این مخالفت همگانی، پرهیز از اقدامات مخرب و ویرانگری بود که منجر به مرگ هزاران و گاهی میلیون ها نفر انسان بی گناه می شد و عواقب ناگواری را برای جوامع و اقتصاد آنها به همراه داشت.
از نظر نظامی، بزرگترین ویژگی سلاح های میکروبی، کندی اثر گذاری آنها بر نیرو های دشمن است. این سلاحها برای تاثیر گذاری به چند روز وقت نیاز دارند و بر خلاف حملات هسته ای یا شیمیایی، بلافاصله نیروی مقابل را متوقف نمیکنند.
ویژگی دیگر این سلاحها، غیر قابل مهار بودن آنهاست؛ بهطوریکه پس از استفاده، جلوگیری از انتشار آن- چه در میان افراد دشمن و چه در میان نیروهای خودی- عملا غیر ممکن است؛ بخصوص اگر طرف مقابل نیز اقدامی تلافی جویانه انجام دهد.اما استفاده از سلاح های میکروبی اقدام جدیدی نیست و تاریخچه آن به قرنها قبل بر میگردد.
زهرآلود کردن غذا و آب افراد با یک ماده آلوده، اتفاقی است که به کرات در تاریخ نقل شده است. اما آخرین یافته که همین چند روز قبل منتشر شد، نشان میدهد، با وجود اینکه تاکنون تصور بر این بود که تاریخ جنگهای باکتریولوژیکی به قرون وسطی باز میگردد، ساکنان ترکیه امروزی، 3 هزار سال قبل، از این سلاحها استفاده میکردند.
تحقیقات دانشمندان ایتالیایی- که در مجله Journal of Medical Hypoteses منتشر شده - نشان میدهد که «هیتیت ها» اولین مردمی بودند که در مقابله با دشمنان از باکتریهای مهلک استفاده میکردهاند. آنها حدود 3 هزار سال قبل در منطقهای واقع در ترکیه امروزی ساکن بودند.
نتایج این تحقیقات، نشان میدهد باکتری که به عنوان اولین سلاح میکروبیولوژیکی تاریخ انتخاب شد، باکتری Francisella Tularensis نام دارد. این باکتری مسئول بیماری تولارمیا یا تب خرگوشی است. این بیماری هنوز شیوع دارد و منجر به مرگ 15 درصد از مبتلایان می شود.
دانشمندان با بررسی اسناد تاریخی کشف کردهاند که اولین مورد بیماری تب خرگوشی در خاورمیانه در شهر فینیقهای «سیمرا» در مرز میان لبنان و سوریه امروزی مشاهده شده است. هیتیت ها این شهر را در 1325 قبل از میلاد غارت کردند و در این هجوم، حیوانات آلوده ای را همراه داشتند که میتوانستند بیماری را در تمام این سرزمین گسترش دهند.
هیتیت ها تصمیم گرفتند از ضعف قدرت مردمی که در شهر آرزوا در آناتولی غربی ساکن بودند برای تجاوز به سرزمین آنها استفاده کنند که این واقعه در دوره بین 1318 تا 1320 قبل از میلاد رخ داده است. در همین دوران هم بیماری تب خرگوشی، قربانیانی را در این شهر گرفت و به این ترتیب، این ضعف منجر به فتح هیتیتها شد. این باکتری در این سرزمین، موجب شد که 150نوع پستاندار مختلف از موش ها تا خرگوشها آلوده شوند و به این ترتیب، بتوانند به انسان نیز آسیب برسانند.
گذشته از این شواهد تایید شده، شواهدی هم وجود دارد که احتمال میدهد سلاح های میکروبی حتی در قرن ششم قبل از میلاد هم استفاده میشده است. گفته شده در آن دوران، آشوریان چاههای آب دشمن را به قارچ سمی آلوده میکردند.
روایت تاریخی جنگ شیمیایی رژیم بعثی عراق علیه ایران
آغاز جنایت:
در آذز 1361 صدام، دیکتاتور عراقی برای، در هم شگستن مقاومت رزمندگان ایرانی در تک های شبانه از مقداری سولفور موستارد (عامل تاول زا) استفاده کرد.
پس از آن در سال 1362 در پیرانشهر و پنجوین، سلاح های شیمیایی را کامل و مستقیم به کار گرفت. تا اینکه در اواخر سال 1363 به علت اعتراض کشور های اروپایی و علنی شدن ابعاد گسترده کاربرداین جنگ افزار ها در جنگ با ایران، موقتاً از به کارگیری این سلاح ها در جنگ منصرف شد.
اما نخستین اعزام مجروحین شیمیایی ایران به اروپا پس از عملیات فاو در خاک عراق بود. استفاده از سلاح های شیمیایی در بعد وسیع توسط عراق بار دیگر در جریان این عملیات آغاز شد. اوایل زمستان 1364 که رزمندگان ایران با عملیات گسترده خود توانستند شهر فاو عراق را تصرف کنند رژیم عراق آتش سلاح های شیمیایی را به روی سپاه ایران گشود و به این ترتیب نخستین حمله وسیع شیمیایی که مجروحین بسیاری به جا گذاشت در خاک عراق رقم خورد. سکوت کشور های هم پیمان پروتکل ژنو، چراغ سبزی بود که به صدام نشان داده شد تا دیگر از هیچ جنایتی دریغ نکند.
اوایل سال 1366 عراق از جنگ افزار های شیمیایی به طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد. پس از عملیات والفجر 8، نیروهای عراقی به قدری از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند که در بیمارستان های عقبه ایران جای سوزن انداختن نبود حدود هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیک شد.
ظرف دو روز هواپیما های عراقی به طور مداوم بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند.
سردشت و حلبچه؛ دو جنایت جنگی روز یک شنبه ساعت 15/4 بعد از ظهر هفتم تیر سال 1366، بابر با 28 ژوئن 1987 سردشت مورد حمله شیمیایی قرار می گیرد؛ چیزی که مردم هایش در بختک های خوابشان هم نمی دیدند با وجود این که شهر بمباران شده بود مردم پس از بمباران از پناهگاها خارج و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به هم نوعان خود عازم این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند بعد از مدتی بوی سیر گندیده تمام فضای شهر را فرا گرفت. ناگهان پرندگان از بالای درختان بر روی زمین سقوط کردند و به دنبال آن مردم یکی یکی به روی زمین افتادند زن و مرد، کودک ونوجوان یکی پس از دیگری.
جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام کرد و شهر سر دشت را «نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما و ناکازاکی» نامید .
علیه غیر نظامیان فقط در سردشت اتفاق نیفتاد. بسیاری از شهر های ایران مثل مریوان، روستای کلال، قلعه جی و جاهای دیگر با هزاران کشته و مجروح از دست بمب افکن های رژیم بعث در امان نماندند. اما جنون صدام دامن مردم عراق را نیز گرفت، این اولین بار بود که بشر به چشم خود می دید دیکتاتور ملت خود این چنین قتل عام می کند.
بمباران شیمیایی حلبچه ثابت کرد قدرت اروپایی و آسیایی نمی شناسد، هر جا که قدرت یله و بی قید باشد، فساد راهم با خود می آورد. آن وقت جنایت برای صاحب قدرت از آب خوردن هم راحت تر می شود.
در 23 مارس 1988 خبر نگار روزنامه انگلیسی «گاردین» مشاهدات عینی خود را از شهر حلبچه این طور گزارش می کند :«سطح کوچه های خاکی و خانه های با خاک یکسان شده این شهر دور افتاده و عقب نگاه داشته شده کردستان پر از اجساد مردان و زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم خون و علائم انفجار رویشان دیده می شود. پوست اجساد به طرز عجیبی بی رنگ است، چشم ها باز و خیره و از حدقه بیرون زده، آب خاکستری رنگی از دهانشان بیرون زده و انگشتانشان پیچ خورده است. معلوم است که درست حین کارهی روزمره مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرویخته است برخی فقط آن قدرتوان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند در این جا مادری است که درآخرین لحظه کودکش را به آغوش کشیده، در آنجا پیرمردی خود را میان طفل شیر خواره و آنچه که نمی دانسته چیست، سپر کرده است و...».
در روز حادثه، 50 فرزند هواپیمای ویژه بمباران ارتش عراق که هر یک به 4 عدد بمب شیمیایی 500 کیلویی مجهز بودند، در افق غرب آسمان حلبچه ظاهر شدند. مردم حلبچه، بارها شاهد پروازهای عبوری هواپیما های عراقی از غرب به شرق و به سوی آسمان ایران بوده اند. مردم به تماشای پرواز هواپیماها ایستاده بودند غافل از این که این بار بمب افکن ها پس از یک گردش به سمت جنوب با ریختن 200 بمب حاوی مواد شیمیایی مجداً به سمت غرب تغیر مسیر داده و از دور نظاره گر ابر زرد رنگی می شوند که بر آسمان شهر سایه می اندازد.
حاصل آن یکی از فجیع ترین صحنه های جنگی، بعد از جنگ جهانی دوم بود.
آنها در عرض چندساعت 5000 نفر را به قتل رساندند. این شهر در 11 کیلومتری مرز ایران را به خاطر اینکه از فرصت استفاده کرده و علیه صدام به پا خاسته بودند، تنبیه کند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 4:17 توسط علی
|